تا بارگذاری کامل صفحه صبور باشید...
اگر مدت زیادی منتظر مانده اید F5 را بفشارید!

آرشیو شماره های گذشته روزنامه هنرمند

  • هنرمند را دنبال کنید!

  • یادداشت

  • آخرین نوشته ها

    • بررسی «هنرمند» درباره سوء استفاده برخی برنامه‎سازان تلویزیون از مخاطب
      5011 بازدید
    • نقدی بر سرود تیم ملی فوتبال به نام «یازده ستاره» برای حضوردر جام جهانی
      3647 بازدید
  • گفتگوی «هنرمند» با اصغر یوسفی‌نژاد کارگردان فیلم «خانه» (اِو)
    هیچ فیلمی برای شکست در گیشه تولید نمی‌شود!

    8662

    شنبه 4 فوریه 2017 - 18:00

    1307 بازدید

    شماره645

    مونا کریمی| اصغر یوسفی‌نژاد پس از تجربه ساخت فیلم‌های کوتاه و مستند در نخستین تجربه سینمایی خود با فیلم سینمایی خانه (او) در این دوره از جشنواره فیلم فجر در کنار فیلمسازان فیلم اولی حضور دارد. خانه به انسان‌هایی می‌پردازد که به دلیل مسائل اجتماعی از خود واقعی‌شان فاصله می‌گیرند و با نقاب‌های ساختگی تصویری را از خود به نمایش می‌گذارند که مورد قبول دیگران باشد.

     

    گویا نام فیلم پیش از این «خانه: بوده، چرا نام آن تغییر کرد و به چه معنا است؟

    نام فیلم تغییر نکرده است و از ابتدا «خانه» بود که به زبان ترکی «اِو» گفته می‌شود. البته با توجه به دشواری تلفظ نام فیلم، که مثالش در سئوال شما هم دیده می‌شود، تصمیم داشتم نام فیلم را تغییر دهم که به دلیل مشغلۀ کاری روزهای جشنواره، مسئولان مربوطه فرصت نکردند پاسخ استعلام را تا پیش از تحویل نسخۀ نهایی به دبیرخانه بدهند. بنابراین فیلم با همان نام «خانه» یا «اِو» در جشنواره به نمایش درخواهد آمد.

    کمی دربارۀ فضای قصه و دغدغه‌ای که از ساخت آن داشتید توضیح دهید؟

    قصۀ فیلم خانه (اِو) در زمانی برابر با مدت زمان فیلم و در یک خانه روایت می‌شود. پیرمردی از دنیا رفته و افرادی مأمور شده‌اند که براساس وصیت او، جنازه‌اش را به اتاق تشریح دانشگاه منتقل کنند. اما تنها بازماندۀ پیرمرد که دختری به نام سایه است سر می‌رسد و مانع بردن جنازه می‌شود. مرگ و وصیت نامتعارف پیرمرد عاملی است که اشخاص داستان با سوی دیگر چهرۀ هم‌دیگر آشنا شوند.

     چرا برای فیلم‌برداری کار شهر تبریز را انتخاب کردید؟

    تمرکز فیلم‌سازی حرفه‌ای در شهر تهران سبب شده که انتخاب لوکیشنی خارج از تهران جای سئوال باشد. تبریز زادگاه و محل زندگی من است و آن جا را بیش‌تر از همه جا می‌شناسم. جالب این که قصۀ فیلم اصلاً ربطی به تبریز ندارد و در هر مکانی می‌تواند اتفاق بیفتد.، اما شناختی که از توانمندی همشهری‌هایم در زمینه فیلمسازی داشتم سبب شد که بدون کم‌ترین نگرانی این فیلم حرفه‌ای را با هنرمندان تبریز و آذربایجان بسازم.

    بازیگران فیلم هم شناخته شده نیستند به چه دلیل؟ و آیا در اکران عمومی نگران نبودید که در گیشه با مشکل مواجه شوید؟

    به نظرم فیلمساز هنگام ساخت فیلم باید به سراغ درست‌ترین گزینۀ ممکن برود. هیچ فیلمی به نیت شکست در گیشه تولید نمی‌شود، با این حال بسیاری از فیلم‌ها در گیشه دست خالی می‌مانند. این واقعیت نشان می‌دهد که فرمول مشخصی برای فتح گیشه وجود ندارد و معادلات پیچیده و گاه غیرقابل‌ پیش‌بینی تکلیف فیلم را روشن می‌کنند. بنابراین تلاش می‌کردم در حد توان کارم را درست انجام دهم و استفاده از افراد شناخته نشده و حتی نابازیگر تناسب زیادی با فضای فیلم داشت و از نظر کارشناسانی که فیلم را دیده‌اند نقاط قوت آن به شمار می‌رود. هم‌چنین برای این فیلم زبان ترکی را انتخاب کردم که شاید عامل محدودکننده‌ای از نظر میزان تماشاگر باشد، اما این محدودیت با زیرنویس مرتفع شده و زبان، فضا و بازیگران متفاوت امتیازی برای فیلم هستند.

     

    مخاطبان فیلم شما چه کسانی هستند؟

    ماجرای فیلم در خانواده‌ای فقیرنشین اتفاق می‌افتد، اما این فقط یک انتخاب سلیقه‌ای است. چنین داستانی در میان افراد تمام طبقات اجتماعی امکان وقوع دارد و حتی موارد مشابه در سایر کشورها هم رخ داده است. بنابراین با توجه به لحن ساده و بی‌پیرایۀ فیلم هر کسی می‌تواند تماشاگر بالقوۀ فیلم باشد.

     

    ویژگی کار از نظر شما چیست و مخاطب باید به چه موضوعی توجه کند؟

    فیلم دچار تعدد موضوع نیست و به نظرم موضوع محوری فیلم روشن است. سعی کردم در این فیلم آینۀ روشنی را در برابر افراد جامعه قرار دهم و تصویری واقعی از خودمان نشان دهم. این که آدم‌ها اغلب به دلیل مسائل اجتماعی و حتی عقیدتی از خود واقعی‌شان فاصله می‌گیرند و با نقاب‌هایی ساختگی تصویری از خود به نمایش درمی‌آورند که باب طبع دیگران باشد. گویا جامعه دیگر پذیرش رویارویی با خود واقعی آدم‌ها را ندارد.

     

    حضور فیلم سازان جوان و کار اولی را در رقابت با فیلمسازان نسل قدیم چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    این مرزبندی‌ها اصالت ندارد و حرف اول و آخر را فیلم می‌زند. طبیعی است سینما مانند هر پدیدۀ فرهنگی به اقتضای شرایط عصر دچار تغییر و تحول می‌شود و این تحول توسط هنرمندان آن دوره بیش‌تر درک می‌شود. این حرف به‌منزلۀ صدور حکم نیست و همیشه استثناها وجود دارند. خوشبختانه برگزارکنندگان جشنوارۀ فیلم فجر با درک این واقعیت هر سال تلاش می‌کنند این تقسیم‌بندی‌های غیراصیل را حذف کنند و این کار که به دشواری هم انجام می‌گیرد به بالندگی بیش‌تر سینمای شریف ایران منجر خواهد شد.

    آیا فکر می‌کردید فیلم شما در نخستین تجربه سینمایی مورد توجه هیأت انتخاب قرار گیرد و در جشنواره دیده شود؟

    موقع ساخت فیلم که به چنین موضوعی فکر نمی‌کردم. حتی هنگام تدوین فیلم هیچ حس مشخصی نسبت به خود فیلم و سرنوشت آن نداشتم. پس از تدوین واکنش دوستان و استادانی که فیلم را دیدند این جرأت را در من ایجاد کردند که شانس فیلم را در این عرصه امتحان کنم. دیده شدن فیلم در جشنوارۀ فیلم فجر مهم‌ترین اتفاقی است که می‌توانست برای این فیلم رخ دهد و خدا را شاکرم که این فرصت را برای فیلم ایجاد کرد و از همۀ کسانی که با حسن نیت راه دیده شدن فیلم در جشنواره را هموار کردند سپاسگزارم.

     

    فکر می‌کنید استقبال مردم و اهالی رسانه چگونه باشد؟

    تا این لحظه لطف تماشاگران فیلم از حد انتظارم فراتر بوده است و منتظرم فیلم در آزمون بزرگ رویارویی با مخاطبان از طیف‌های مختلف حضور پیدا کند. به هر حال من فیلم را برای خودم نساخته‌ام و نظر من درباره فیلم بی‌ارزش‌ترین رأی ممکن است. فیلمم وقتی خوب است که از نظر تماشاگرانش خوب باشد و گرنه ارزشی ندارد.

     

    مدیریت و رویکرد جشنواره در این دوره را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    این دورۀ جشنواره فعلاً به منزلگاه نهایی‌اش نرسیده و داوری آن نمی‌تواند همه جانبه باشد. اساساً این داوری هم نباید از سوی افراد ذینفع صورت گیرد. اما این که فیلمی ناشناخته مانند خانه از مرحلۀ تحویل به دبیرخانۀ جشنواره تا حضور در بخش سودای سیمرغ بدون تبعیض، پروسه‌ای طبیعی را طی می‌کند بنده را وادار می‌کند تا مراتب احترام و امتنان خودم را نسبت به اعضاء شورای گروه سینمای هنر و تجربه که این فیلم از ناحیۀ آنان به جشنواره ارائه شده و دبیر و اعضاء دبیرخانه و کمیتۀ انتخاب جشنواره فیلم فجر اعلام کنم. به هر حال هموطنان تُرک زبان شما از آذربایجان برای اولین بار مهمان جشنواره هستند همان طور که تا این‌جا میزبانی بی‌منتی داشتید امیدوارم در سالن‌های سینما هم دستتان را به گرمی بفشاریم.

    شما می توانید تصویری از خودتان را در کنار دیدگاهی که می نویسید، قرار دهید!

    بدون دیدگاه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سیامک ساسانیان