تا بارگذاری کامل صفحه صبور باشید...
اگر مدت زیادی منتظر مانده اید F5 را بفشارید!

آرشیو شماره های گذشته روزنامه هنرمند

  • هنرمند را دنبال کنید!

  • یادداشت

    471 بازدید
    به بهانه جایزه‌ی مادانجیت سینگ یونسکو برای ترویج بردباری و نفی خشونت و دیپلماسی شهروندی
    1271 بازدید
    به بهانه روز ملی سینما
    مشاهده یادداشت های بیشتر
  • آخرین نوشته ها

  • 6887

    جمعه ۵ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۹:۱۵

    810 بازدید

    شماره 547

    علی نجفی| بیش از سه دهه است که موضوع موسیقی و تمام اتفاقات مربوط به این هنر مورد بحث و در بعضی مقاطع جدال بین اهالی موسیقی و مسئولین فرهنگی کشور با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه  بوده است. جدالی عمدتا بی نتیجه برای حداقل‌های حق شهروندی قشری از جامعه که صرفا برای عشق و علاقه‌ای که به موسیقی داشته‌اند، سال‌ها تلاش و ممارست کرده‌اند و بی هیچ توقعی دلشان به اجرایی در صحنه خوش بوده است آن هم نه صرفا برای رفع دغدغه‌های مالی خود، بلکه عشقی که به خاطرش سختی‌های فراوانی را در گذارهای مختلف زندگی‌شان و در کنج عزلت با ساز و آوازشان گذرانده‌اند. کافی است نگاهی مقایسه‌ای به زندگی اساتید بزرگ این حوزه با بزرگان دیگر صنوف بیندازیم تا زاویه دید، نگرش و سبک زندگی اهالی موسیقی برایمان ملموس‌تر شود.

    اما این روزها صدایی که بیش از زخمه‌های ساز اساتید موسیقی به گوش می‌رسد، اظهار نظرات متفاوت در خصوص برگزاری و یا لغو کنسرت در شهرهای مختلف ایران است. سخنان آیت ا… علم الهدی از تریبون نماز جمعه شهر مقدس مشهد کافی بود تا این کهنه زخم قدیمی بار دیگر دهان باز کند و مجددا مجادله‌های پیرامون این ماجرا به اوج خود برسد. هرچند صحبت‌های ایشان به کرات از محافل مختلف شنیده شده بود ولی به یک باره و البته با شانتاژی خبری به یک مسئله مهم روز بدل گشت.

    هرچند با توجه به اینکه در شهر مقدس مشهد بیش از یازده سال است کنسرتی برگزار نشده و مجوزی هم صادر نشده است و نگرانی امام جمعه محترم این شهر صرفا برای ناهنجاری‌های همراه با برگزاری کنسرت بوده که این اتفاق و نگرانی البته می‌تواند برای خیلی از برنامه‌های هنری و غیر هنری دیگر نیز رخ دهد و بالطبع در صورت اتفاق مسئولیت آن با حافظان و ضابطان نظم و قانون است، نه اهالی موسیقی!

    شاید خلط مبحثی که در سخنان آیت ا… علم الهدی به وجود آمد باعث موضع گیری ائمه محترم جمعه برخی دیگر از شهرها نیز شد و همین موضوع کافی بود تا نامه‌ای با امضای سه هزار نفره اهالی موسیقی تقدیم رئیس جمهور شود. هرچند دکتر روحانی بارها حمایت خود را از مجوزهای صادره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرده‌اند ولی شاید آمار ۵۰ کنسرت لغو شده در دو سال اخیر بیانگر چالش و یا ناتوانی دولت در مقابله با جریانات مخالف باشد و این خود می‌تواند سرفصلی برای مسئله نادیده گرفتن قانون باشد.

    فارغ از فتاوای مربوط به موضوع موسیقی، نکته مهمی که بارها تمام بزرگان نظام به آن تاکید داشته و دارند احترام به قانون و تبعیت از آن در تمام حوزه‌ها و خاصه در این حوزه است. نپذیرفتن قانون در شهرهای مختلف شرایط ملوک الطوایفی را در ذهن تداعی می‌کند و باید بدانیم اقدامات هیجانی و احساسی موافقان و مخالفان در این میان می‌تواند خسارات مختلف فرهنگی، اجتماعی جبران ناپذیری را برای کشور به بار آورد.

    شاید با توجه به ماجراهای اخیر، این شکاف و اختلاف نظرها در ادامه پای خود را فراتر از موسیقی نیز بگذارد و میدانی شود برای تسویه حساب‌های سیاسی.

    همین حواشی تاکنون خوراک رسانه‌ایی گسترده‌ای برای شبکه‌های معاند نظام پخته است و آن‌ها با سوءاستفاده از این هیاهوی داخلی و با دستپاچه‌گی شروع به برگزاری نشست‌ها و تحلیل‌های مختلف هنری و سیاسی از این اتفاق به نفع مقاصد خود کرده‌اند. فارغ از هر اختلاف سلیقه و نظر با توجه به شرایط حساس کشورمان، چیزی که بیش از هر موضوعی به آن نیاز داریم اتحاد و همدلی در تمام بخش‌های مختلف نظام است. همانطور که مقام معظم رهبری در بیانات اخیرشان در دیدار با اعضای هیات دولت فرمودند طرفدار جزم‌اندیشی، فشار و اختناق در عرصه فرهنگ نیستند بلکه به آزاداندیشی اعتقاد راسخ دارند و در فرهنگ باید روحیه آزاداندیشی همراه با برنامه‌ریزی عادلانه وجود داشته باشد و با هدایت و کمک به رویش‌های خوب جلوی ضربات فرهنگی گرفته شود و با توجه به تاکید و حساسیت ایشان به مقوله فرهنگ این نکته قابل ذکر است که همیشه فشارهای بیش از حد، در حوزه‌های مختلف هنری باعث بروز ناهنجاری‌هایی در آن موضوع بخصوص می‌شود و بعضا آسیب‌های بعدی و مشکلات پیرامونی آن غیر قابل حل خواهد شد. موسیقی نیز مانند بسیاری از موضوعات دیگر فی النفسه نمی‌تواند بد باشد. در اثبات این موضوع همین بس که در گذارهای مهم تاریخی از ابتدای انقلاب تا جنگ تحمیلی و بسیاری از حوادث ملی دیگر، این نواها و ملودی‌های حماسی اهالی موسیقی بوده که همواره شوری مضاعف و حسی میهن پرستانه را در دل مردم این مرز و بوم رویانده است. باید بدانیم این جبهه‌گیری‌ها و شاید لج و لجبازی‌ها در نهایت دودش به چشم همین اهالی مظلوم و بی‌ادعای موسیقی خواهد رفت. امیدواریم با در نظر گرفتن تمام حساسیت‌ها، مسئولین فرهنگی تدابیر درست و راه گشایی برای اهالی موسیقی بیندیشند و این مسئله بیش از این جولانگاه رسانه‌های معاند و دشمنان نظام نشود.

    شما می توانید تصویری از خودتان را در کنار دیدگاهی که می نویسید، قرار دهید!

    بدون دیدگاه

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سیامک ساسانیان