تا بارگذاری کامل صفحه صبور باشید...
اگر مدت زیادی منتظر مانده اید F5 را بفشارید!

آرشیو شماره های گذشته روزنامه هنرمند

  • هنرمند را دنبال کنید!

  • یادداشت

  • آخرین نوشته ها

    • بررسی «هنرمند» درباره سوء استفاده برخی برنامه‎سازان تلویزیون از مخاطب
      4659 بازدید
    • نقدی بر سرود تیم ملی فوتبال به نام «یازده ستاره» برای حضوردر جام جهانی
      3336 بازدید
  • یادداشت/ به بهانه انتشار قطعه «کجایی» ساخته محسن چاووشی و با همخوانی سینا سرلک
    تلاش برای دیده شدن!

    3786

    دوشنبه 21 دسامبر 2015 - 15:37

    2483 بازدید

    شماره 381

    علی نجفی | این روزها در فضای موسیقی پاپ چیزی که بیشتر از همه در حال اشتراک و دانلود است آهنگ جدید محسن چاووشی به همراه همخوانی سینا سرلک به نام «کجایی» است، چاووشی این آهنگ را برای تیتراژ سریال شهرزاد ساخته و تنظیم کرده است. آهنگی که با دو دیدگاه متفاوت مورد قضاوت قرار گرفته است. یکی استقبال دوستداران موسیقی پاپ و چاووشی، که در این چند روز بیش از چند میلیون‌بار این آهنگ را دانلود کرده‌اند و دیگری نقد اهالی موسیقی سنتی به سینا سرلک به خاطر همکاری‌اش در این آهنگ است. دلیل استقبال مردم از این موسیقی عامه‌پسند قابل تشخیص و درک است. افرادی که شاید سلیقه‌شان در آثار شنیداری در این سال‌ها نسبت به گذشته متفاوت شده و بیشتر مخاطب موسیقی ساده و عامه‌پسندی شده‌اند، این هجمه استقبال دور از ذهن نیست. هرچند که اگر بخواهیم کار هنری محسن چاووشی را نسبت به سال‌های گذشته و زمانی که بصورت غیرمجاز فعالیت داشته با زمان حال مقایسه کنیم قطعا می‌توان کارنامه قابل قبولی برای وی در نظر گرفت. حدود ده سال پیش محسن چاووشی با فیلم سنتوری وارد عرصه حرفه‌ای و مجاز موسیقی کشور شد و انصافا داریوش مهرجویی و فیلمش در شناختن و مجوز گرفتن خواننده‌ای که تا قبل از آن به صورت دیگری فعالیت داشت نقش بسزایی داشته است. همانطور که اشاره کردیم محسن چاووشی در فضای کاری و هنری‌اش موفق بوده و توانسته صدایش را که در ابتدا تشبیه به خواننده لس انجلسی می‌کردند، در ذهن مخاطبانش ماندگار کند و هویت هنری‌اش را در عرصه موسیقی پاپ حک کند. کارهای اخیر وی هم گواه علم و تجربه بیشتر چاووشی نسبت به گذشته از موسیقی پاپ دارد. نگاه دیگری که به این ساخته شده، نقدهای اهالی موسیقی سنتی به سینا سرلک و همخوانی‌اش در این آهنگ است. سینا سرلک که از کودکی در محضر استاد شجریان آواز و موسیقی سنتی را آموخته و به گفته استاد شجریان همایون و سینا از معدود شاگردانی بودند که به معنای واقعی و از ابتدا در کلاس شجریان حضور و استاد به عنوان شاگرد خود قبول داشتند. سینا سرلک با وجود ۱۷ آلبومی که بصورت رسمی منتشر کرده هنوز نتوانسته مسیری مشخص را پیدا کند و آنچنان که باید با توجه با آموخته‌هایش نظر اهالی موسیقی را جلب کند. البته گرایش سرلک به موسیقی پاپ به قبل از این همکاری اخیرش با چاووشی می‌رسد. وی قبلا هم کارهای با رگه‌های پاپ ارائه داده است، مثل آلبوم رومی۲ و چند ماه پیش هم قطعه فلکور «مینا» به همراه محسن چاووشی را منتشر کرد. به این ترتیب قطعه «کجایی» دومین همکاری محسن چاووشی و سینا سرلک می‌باشد، که شاید به دلیل شهرت چاووشی در موسیقی پاپ استقبال خوبی از آن شده باشد ولی قطعا برای ماندگاری و تثبت سرلک در این فضا باید صبر کرد و نتیجه کار را دید. شاید دلیل اصلی سینا سرلک برای همخوانی با چاووشی مخاطبان موسیقی پاپ و طرفداران محسن چاووشی بوده که به این شکل مسیر تازه‌ای در کارنامه‌ی هنری خود بوجود بیاورد.

    اما جستجو در دلیل گرایش نوازندگان و خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی به موسیقی پاپ و به اصطلاح خودشان بوجود آوردن موسیقی فیوژن نکته قابل تامل در این اتفاق است که نگاه جامع‌تری را می‌طلبد. چه اتفاقی برای موسیقی اصیل ایرانی افتاده که نخبه‌های آن کم‌کم روی به ژانرهای عامه پسندتر می‌آورند؟ اساتید و اهالی موسیقی این روزها بیشتر از همه یک حرف را بازگو می‌کنند و آن هم خرده گرفتن به سلیقه شنیداری مردم است. مدام از سطح سلیقه شنیداری جامعه انتقاد می‌کنند. در درست بودن این نقد حرفی نیست ولی به راستی چه کسی مسوول این اتفاق است. مگر نه اینکه خود موسیقیدانان و اساتید موسیقی باید آستین بالا بزنند و آثاری را به جامعه عرضه کنند که از لحاظ موسیقایی فاخر باشد؟!. اگر به دهه‌های قبل نگاهی بیندازیم متوجه می‌شویم در دهه ۴۰ حال موسیقی در جامعه به چه شکل بود و بی اعتنایی جامعه به موسیقی ایرانی موج می‌زد، به یک باره داریوش صفوت مرکز حفظ و اشاعه را راه اندازی می‌کند و استاتیدی چون برومند، عبادی، هرمزی، شهنازی و … شروع به تعلیم و تربیت شاگردانی چون علیزاده، مشکاتیان، لطفی، ذالفنون، طلایی و… می‌کنند و به یکباره سلیقه موسیقایی مردم هم رشد می‌کند و جامعه فرق موسیقی خوب و بد را می‌فهمد. این روند تا اوایل دهه ۷۰ نیز با همت همان هنرجوهای مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ادامه دارد و آثار درخشانی چون بیداد، نوا، دستان، چاووش، شورانگیز، گل صدبرگ، در گلستانه و… حاصل این دوران بوده است. ولی متاسفانه به یک باره گویی موسیقی اصیل ایرانی سیر نزولی پیدا می‌کند و دیگر نه خبری از آن آثار ارزشمند و نه هنرجویانی آن دوران است. البته باید اشاره کنیم که در آن زمان تعداد نوازندگان سازهای ایرانی بسیار کم بود ولی خوشبختانه از این لحاظ موسیقی ما پیشرفت خوبی داشته و تنها مشکل آن آموزش درست و شاید خلاقیت در نوازندگی باشد. هرچند کمیت نسبت به گذشته زیاد شده ولی متاسفانه کیفیت تنزول پیدا کرده است. در همه جای دنیا از موسیقی اصیلشان حمایت‌های دولتی می‌شود و همه‌ی مسوولان فرهنگی سعی در حمایت همه جانبه از هنرمندانشان دارند. ای کاش در کشور ما هم که مهد فرهنگ و هنر است مسوولین هنری و خانه موسیقی کمی بیشتر با هنرمندان در تعامل باشد و به کمک هم بتوانند دوران درخشان ده‌های گذشته را تکرار کنند. انشاا…

     

    شما می توانید تصویری از خودتان را در کنار دیدگاهی که می نویسید، قرار دهید!

    بدون دیدگاه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سیامک ساسانیان