تا بارگذاری کامل صفحه صبور باشید...
اگر مدت زیادی منتظر مانده اید F5 را بفشارید!

آرشیو شماره های گذشته روزنامه هنرمند

  • هنرمند را دنبال کنید!

  • یادداشت

  • آخرین نوشته ها

    • بررسی «هنرمند» درباره سوء استفاده برخی برنامه‎سازان تلویزیون از مخاطب
      4659 بازدید
    • نقدی بر سرود تیم ملی فوتبال به نام «یازده ستاره» برای حضوردر جام جهانی
      3336 بازدید
  • گفتگوی «هنرمند» با برگزارکنندگان المپیک تعزیه در قودجان
    تعزیه مادر هنرهای نمایشی است

    7340

    دوشنبه 10 اکتبر 2016 - 16:54

    2263 بازدید

    شماره 574

    عباس گودرزی|تعزیه نمایشی خاص ایران است که در جای جای کشور اجرا می‌‌شود. اما برخی تعزیه‌ها هستند که سابقه طولانی­تری نسبت به سایرین دارند. مانند تعزیه قودجان. روستایی در نزدیکی خوانسار. روستایی با قدمتی حدود ۴۰۰ سال که هر ساله تعزیه­های با شکوهی با جمعیتی حدود ۰۰۰/۳۰ نفر در آنجا اجرا می‌‌شود. برای آشنایی با این تعزیه باشکوه با دو نفر از گردانندگان آن به گفتگویی انجام دادیم.

    به عنوان سوال اول بفرمایید به نظر شما تعزیه با توجه به تحول و جذابیت هنرهای دیگر، امروز چه جایگاهی در بین هنرها دارد؟

    مرادی: ما ادعا داریم که تعزیه در مقایسه با سایر هنرها نظیر تئاتر و سینما؛ مادر هنرهاست. حالا چرا ادعا می‌‌کنیم تعزیه مادر هنرها است؟ چون تعزیه خوان می‌‌بایست چندین هنر را بلد باشد. بازیگران سینما، تئاتر و یا تلویزیون؛ فقط بازی می‌‌کند و هیچوقت به موسیقی، خوانندگی، شعر، سوارکاری، دکور، گریم و… کاری ندارند. اما در تعزیه اینگونه نیست. تعزیه خوان می‌‌بایست همه این کارها را بلد باشد. تعزیه خوان حتی لباسش را هم خودش انتخاب می‌‌کند. یعنی به این شناخت رسیده که چه نوع لباسی و با چه رنگی را باید بپوشد؟ در حالی که در سایر هنرهای نمایشی این طور نیست و لباس را برای بازیگر انتخاب می‌‌کنند. به این دلیل ادعا کردم تعزیه مادر هنرهاست.

    چقدر با انرژی صحبت می‌‌کنید. معلوم است به تعزیه خیلی علاقمندید. با این وجود باید بگویم شناخت مردم و حتی برخی از اهالی هنر نسبت به تعزیه کم است و عده­ای معتقدند تعداد محدودی مجلس تعزیه داریم که هر ساله در ایام محرم اجرا می‌‌شود و چیز تازه‌ای هم ندارند. مرادی: بله خیلی علاقمندم. در عامه­­ی مردم این تصور رایج است که تعزیه محدود به چند مجلس است در حالیکه اینطور نیست. ما در قودجان تعزیه‌های زیاد و متنوعی را اجرا می‌­کنیم. مثلاً ۱۴ معصوم به طور کامل تعزیه دارند و ما آنها را در قودجان بارها اجرا کرده‌ایم. قبلاً فکر می‌‌کردیم۳۶۰ مجلس تعزیه وجود دارد. در حالیکه هرچه بیشتر تحقیق می‌‌کنیم بر تعداد مجالس تعزیه افزوده می‌­شود. نکته مهم تر اینکه مجالس تازه­تری هم توسط نویسنده‌ها با حمایت مجمع آل طاها نوشته می‌‌شود که می‌­توان تعداد مجالس را به ۵۰۰ رساند.

    برگردیم به ابتدای صحبت‌های شما که گفتید تعزیه مادر هنرهاست، چگونه؟ کمی بیشتر توضیح بدهید؟

    مرادی: تعزیه خوان می‌­تواند چندین مجلس را اجرا کند و فقط با یک نگاه به شعر می‌­تواند آن را بدون حضور کارگران اجرا کند. هر چند تعزیه معین­البکا یا کارگردان دارد اما میزانسن به تعزیه خوان نمی­دهد. مثلاً نمی­گوید چطور باید قدم برداری. تعزیه خوان خودش می‌­داند. یا فردی که در تعزیه موسیقی می‌­نوازد در لحظه، روحیات مردم تماشاگر را شناسایی می‌­کند و می‌­داند که مردم چه موسیقی را بیشتر دوست می‌‌دارند و یا چه موسیقی برای مجلس در حال اجرا مناسب است. مثلاً در بخشی از تعزیه حضرت رقیه همیشه دشتی خوانده می‌­شود اما پیش آمده که در همین مجلس و در آن لحظه خاص از تعزیه که برای جمعی از نویسندگان اجرا می‌‌شد به جای دشتی، آواز بیات اصفهان خوانده شد. چون این موسیقی بر مخاطب هنری در آن لحظه خاص اثر بیشتری داشت. بنابراین بیات اصفهان انتخاب شد. ببینید چگونه تاثیر روانی موسیقی در آن واحد شناسایی و اجرا می‌­شود. حالا که بحث موسیقی ست یک نکته مهم را هم اضافه کنم و آن اینکه گوشه­ها و ردیف­های استفاده شده در موسیقی سنتی ایرانی بسیار کمتر از گوشه­ها و ردیف­هایی است که در تعزیه اجرا می‌­شود. تعزیه غنی و سرشار از ردیف­ها و گوشه­هاست. در موسیقی سنتی از ۱۲ مقام، یعنی ۵ آواز و ۷ دستگاه استفاده می‌­شود؛ اما در تعزیه مقام­های عربی نظیر شور و حجاز عرب هم استفاده می‌­شود. به نظر من این دلایل و دلایل قبلی اثبات می‌­کند که تعزیه مادر هنرهاست. اجازه بدهید کمی بیشتر توضیح بدهم تا مطلب روشن شود. در مجالس تعزیه از یک نوع شعر استفاده نمی‌شود. از انواع شعر نظیر غزل، بحر طویل، دو بیتی و… استفاده می‌‌شود و تعزیه خوان باید دارای می‌زانی از شناخت باشد که بتواند اشعار را با این تنوع؛ انتخاب و اجرا کند. نکته مهم دیگر این است که تعزیه خوان باید این اشعار را برای تماشاگری که گرداگرد او نشسته اجرا کند. یعنی بر روی سن یا تخت دایره­ای تعزیه بایستد و اشعار را برای همه افراد که در اطراف او نشسته‌اند اجرا کند. برخلاف تئاتر که ارتباط تماشاگر یک سویه است در تعزیه این ارتباط همه جانبه و دایره­ای است و تعزیه خوان باید صدای خود را به گوش همه برساند. در تئاتر به راحتی می‌­توان میزانسن تعریف کرد اما در تعزیه که گرداگرد، تماشاگر نشسته کار سختی است و تعزیه خوان باید هنرش را برای جمعیتی ۲۰ تا ۳۰ هزار نفری اجرا کند. این ویژگیهای منحصر به فرد باعث می‌‌شود که ادعا کنم تعزیه مادر هنرهای نمایشی است.

    کمی­ درباره پیشینه تعزیه در قودجان صحبت کنیم. جایی که می‌‌گویند المپیک تعزیه­خوانی ست.

    خاتمی: می‌رسید ابوالقاسم خوانساری معروف به می‌رکبیر از علمای قرن ۱۲ عالم بزرگ منطقه به شمار می‌رفتند. مردم خوانسار، گلپایگان و داران از ایشان درخواست می‌­کنند که برای انجام امور مذهبی در منطقه بمانند. ایشان قبول می‌­کنند و قودجان را به دلیل اینکه در نزدیکی یک امام­زاده است و حد وسط گلپایگان، داران و خوانسار است برای احداث حسینیه انتخاب می‌­کنند تا در واقع به همه شهرها دسترسی داشته باشند و کارهای مذهبی مردم را بتوانند انجام بدهند. مشروط بر اینکه مردم، اطراف امامزاده خانه­های خود را بسازند. مردم می‌­پذیرند و خانه­هایی اطراف امامزاده ساخته می‌­شود و متعاقب آن مراسم­ روضه­خوانی و بعدها تعزیه­خوانی برپا می‌­شود. این روند ادامه پیدا می‌‌کند تا اینکه در سال ۱۳۴۸ مدیریت و اداره حسینیه به حاج آقا مرتضی خاتمی از مجتهدین بزرگ کشور سپرده می‌­شود. به این دلیل که ایشان اهل حوزه و همچنین معتمد مردم هستند. قبل از سال ۵۸ حسینیه حدود ۶۰۰ متر بوده که هنگام مراسم تعزیه پر می‌­شده و جمعیت بیرون می‌­ماندند. بنابراین این نیاز به وجود می‌­آید که حسینه توسعه پیدا کند و طرح توسعه در چند مرحله و با طراحی خاص اجرا می‌‌شود. در سال ۷۱-۷۰ دوباره تعییراتی در حسینه بوجود آمد به­طوری که سکوهای نشستن شیب­دار شد و تخت یا سن وسط گودبرداری شد و تونل­هایی برای سهولت در رفت و آمد شبیه خوانان (ذاکرین) احداث شد و در نقاط مناسب ملزومات تعزیه­ها را تعبیه کردیم. مثلاً چاه که در تعزیه مسلم استفاده می‌­شود و یا تنور که در تعزیه امام علی استفاده می‌­شود و یا برای فرات لوله­کشی شده و نهر فرات طراحی و اجرا شده است تا در مواقع لزوم استفاده شود. به موازات طراحی محل اجرا و با توجه به استقبال جمعیت کم­کم بناهای جدیدی اضافه شد. برای ذاکران ساختمانی جداگانه ساخته شد، برای اسب­ها اصطبل ساخته شد و برای مردم و مهمانان اتاق­هایی برای اسکان و استراحت و همچنین آشپزخانه، آبدارخانه، نمازخانه، دستشویی و محل سخنرانی و… به تدریج ساخته و به مجموعه اضافه شدند.

    چند نفر حسینیه‌ای با این عظمت و بزرگی را اداره می‌­کنند؟

    خاتمی: حدود ۳۰۰ نفر پرسنل آقا و خانم داریم.

    چرا به جای تعزیه خوان یا شبیه خوان می‌‌گویید؛ ذاکرین؟

    خاتمی: چون هدف ما این است که عزاداری کنیم و کسی که ذکر مصیبت ائمه می‌‌کند؛ خوب ذاکر است. به همین دلیل ما از عنوان ذاکرین استفاده می‌‌کنیم.

    مایلید کمی از ذاکرین برایمان بگویید و آنها را معرفی کنید؟

    خاتمی: آقایان رضایی، صفاریان، مظفر، قاسمی، برکتی، امینی و گیوه­کش از پیشکسوتان هستند و در نسل جدید محمد صفاریان، کلانتری، امین صفری و… آقای می‌رزاعلی عهده دار لباس و آقای بخشی­نیا تعزیه گردان و در واقع کارگردان تعزیه هستند. در بخش موزیک آقایان معنوی­زاده، فلاحتی، فیاض(پسر‌هاشم فیاض معروف)، حسین کریمی و علیرضا رضایی فعال هستند و اگر به قودجان بیایید حتماً از اجرای این عزیزان لذت می‌‌برید.

    وقتی صحبت از ذاکر می‌‌کنید ناخودآگاه به یاد مداحان می‌‌افتیم. اگر قرار است فقط عزاداری کنید چرا از هنر نمایشی تعزیه استفاده می‌‌کنید؟

    خاتمی: به این دلیل که ما از هنر برای اجرای تاریخ و حوادث تاریخی امامان و ائمه استفاده می‌­کنیم. برای ما اصل تاریخ است و باید عین تاریخ اجرا شود. در واقع هنر ابزار ماست و ما از این ابزار برای نشان دادن حوادث تاریخی که بر امامان و ائمه رفته است استفاده می‌­کنیم. ما با شرایط و سال به سال پیش می‌­رویم. طی جلسات متعدد در طول سال نیازها را شناسایی و پس از تصویب اجرایی می‌‌کنیم. من هم معتقدم تعزیه یکی از بی­نظیرترین نمایش­هاست. شما می‌‌بینید که در تعزیه یک طشت آب می‌­شود رودخانه فرات و مردم هم قبول می‌­کنند. از هنر در تعزیه استفاده کنیم تا اصل تاریخ را بگوییم. نمی­خواهیم نمایش را خوب جلوه بدهیم بلکه هدف نشان دادن تاریخ امامان است.

    مردم بارها تعزیه دیده­اند و حوادث تاریخی آن را هم شنیده­ایم؛ اما باز برای دیدن همان مجلس تعزیه رغبت دارند و دیدنش برایشان تکراری نمی­شود. در واقع مردم دوست دارند هر سال همان وقایع سال گذشته را ببینند. اما ظاهراً شما این قاعده را به هم ریخته­اید و دست به نوآوری و تغییر زده­اید. نترسیدید که این کارها باعث واکنش منفی مردم شود؟

    خاتمی: مساله دیدن مکرر تعزیه از قدیم وجود داشته. پیرمردها و پیرزنها بارها مجالس تعزیه را دیده­اند اما باز هم در سرما و گرما و با وجود کهولت سن و ناتوانی جسمی می‌­آیند و پای مجالس تعزیه می‌­نشینند و گریه می‌‌کنند. درباره نوآوری­؛ باید بگویم ما کم کم دست به تغییرات زدیم تا این تغییرات پذیرفته شده و پس زده نشود. البته برخی تغییرات از قبل بوده و قبل از ما کسانی دست به تغییرات زده­اند. مثلاً برای جنیان ماسک می‌­زدند. کاری که ما کردیم این بود که آمدیم و قدری ‌اندازه این ماسک‌ها را بزرگتر کردیم. به یکباره این کار را نکردیم. تا جایی که الان در تعزیه­ها، حوری و ملائکه ۳ متری داریم. این ملائکه ۳ متری را هم به تدریج اضافه کردیم. اول ۲ تا، بعد ۳ تا و حالا ۸ تا. آرام حرکت کردیم تا باور مردم دچار چالش نشود. یک چیز مهم دیگر هم هست. چون از تعزیه قودجان در سایر نقاط کشور الگوبرداری می‌­شود باید حواسمان باشد کار اشتباهی نکنیم تا مبادا اصل تاریخ تحت­الشعاع قرار بگیرد.

    اجرای تعزیه بیشتر با محرم مناسبت دارد؛ چرا تعزیه در قودجان از اربعین تا ۲۸ صفر اجرا می‌شود؟ در واقع چرا المپیک شما در فاصله زمانی این دو حادثه اجرا می‌­شود؟ آیا دلیل خاصی دارد؟

    خاتمی: قبل از انقلاب تعزیه­ها از ۱۵ صفر تا ۲۸ صفر اجرا می‌­شد. چون زمان اجرا طولانی بود حاج آقا خاتمی زمان را تغییر داد. دلیل دیگر اینکه در ایام محرم تعزیه­خوانها در جاهای مختلف کشور اجرا دارند. همچنین از قدیم رسمی وجود داشته که تعزیه­خوانان دوست داشتند اواخر صفر را برای خودشان و در محله خودشان تعزیه اجرا می‌‌کردند. بنابراین این ایام برای اجرای تعزیه در قودجان انتخاب شد.

    آقای مرادی بفرمایید برای گسترش تعزیه تا به حال چه کرده­اید؟

    مرادی: کارهای مختلفی انجام داده­ایم. یکی تأسیس مجمع تعزیه آل طاها است. با این هدف که از پایه به تعزیه ورود کنیم. یک تیم پژوهشی تشکیل داده­ایم که بر نسخه­های تعزیه تمرکز دارند. این تیم توانسته بسیاری از نسخه­ها را تصحیح کند. گذشته از این در ماه مبارک رمضان در مناطق مختلف تهران تعزیه­هایی با حضور ذاکرین قودجان اجرا می‌­کنیم. هدف این است که مردم با تعزیه­های خوب آشنا بشوند. از سال گذشته جشنواره تعزیه را هم شروع کرده و برگزار کنیم. تاکنون جشنواره تخصصی تعزیه نداشته‌ایم و تعزیه در جشنواره­ها در حاشیه بود. این جشنواره ­در فاصله ایام قربان تا غدیر برگزار می‌­شود. از شهرستان‌ها هم استقبال خوبی شد و از شهرهای دامغان، قم، اراک و قزوین شرکت کننده داشتیم. این جشنواره داوری شد و به ۶۰ نفر در بخش­های مختلف اعم از بچه­خوان، مخالف­خوان، سرپاخوان، تخت­خوان، موافق­خوان و… جایزه اعطا شد و مراسم اختتامیه با شکوهی هم تدارک دیدیم. معتقدیم باید تعزیه در این قالب و به این صورت دیده شود. از کارهای دیگری که برای پیشبرد تعزیه انجام داده­ایم. راه­اندازی واحد شبیه­خوانی دانشگاه علمی کاربردی در دو مقطع کاردانی و کارشناسی است.

    این واحد دانشگاهی که گفتید؛ الان فعال است و دانشجو دارد؟

    مرادی: در خصوص جذب دانشجو باید عرض کنم با اینکه تبلیغات زیادی نداشتیم، اما استقبال خوبی شد. فقط از لحاظ مکان دانشگاه به مشکل خوردیم که آن هم تا حدودی حل شده و تا بهمن دانشگاه را راه­اندازی می‌‌کنیم. ضمن اینکه پیگیر راه‌اندازی رشته کار و دانش تعزیه هم هستیم تا دانش­آموزان علاقمند رشته تعزیه را انتخاب کنند و بعد از طی این مرحله در صورت علاقه­مندی وارد دانشگاه بشوند و ادامه تحصیل بدهند.

    این عنوان المپیک که به تعزیه­های قودجان اطلاق می‌‌شود، از کجا آمد؟ اصلاً چرا المپیک؟

    مرادی: (باخنده) البته ما با این اصطلاحات خیلی موافق نیستیم. اصطلاح المپیک تعزیه را خود مردم گذاشتند. برخی از مردم تعزیه­های اجرا شده را در آرشیو خود بر روی نوار ویدئویی، کاست و یا DVD دارند و بارها تعزیه‌ها را دیده­اند. همچنین تعزیه­های اجرا شده در قودجان بر روی DVD در سراسر کشور توزیع می‌­شود و مردم به آنها دسترسی دارند به همین دلیل نام تعزیه­ ما در کشور پیچید. مسأله دیگر اینکه کسانی که در قودجان تعزیه می‌­خوانند، چهره می‌­شوند و با چندبار خواندن در قودجان به یک چهره مطرح و معروف تبدیل می‌­شوند. چون دیده می‌­شوند و فرد را به نام می‌­شناسند. شاید این دلایل باعث شده که تعزیه قودجان به المپیک تعزیه معروف بشود.

    اشاره کردید که مردم تعزیه­های شما را در آرشیو نگهداری می‌‌کنند، شما برای توزیع و فروش تعزیه‌ها برنامه‌ای دارید؟ آقای خاتمی شما بفرمایید.

    خاتمی: از ابتدا هدف این بوده که مکتب اسلام و فرهنگ عاشورا را ترویج کنیم. قبلاً نوار کاست بود. بعد نوار ویدئویی و حالا هم CD و DVD هرکس علاقمند باشد می‌­تواند تعزیه­های مورد علاقه­اش را تهیه کند. ما در قودجان، تهران و برخی شهرها نمایندگی داریم. البته نمایندگی نه به معنی تجاری و سودآوری، بلکه برای انتشار این تعزیه­ها با هدف ترویج فرهنگ اسلامی. ما بر روی DVD‌های تعزیه نوشته­ایم تکثیر با هدف ترویج فرهنگ اسلامی بلامانع می‌­باشد. ما می‌­خواهیم تبلیغ کنیم و دین­مان را به مکتب اسلام و عاشورا ادا کنیم.

    آقای مرادی برای همکاری با دانشگاه‌ها و اساتید و دانشجویان هنر اعلام آماگی و ابراز علاقه کردند، نظر شما در این باره چیست؟

    خاتمی: حتماً همین طور است و ما هم استقبال می‌­کنیم و دوست داریم با اساتید هنر بحث و تبادل نظر داشته باشیم. ما آماده هرگونه همکاری و تعامل هستیم. از همین­جا و از طریق این مصاحبه به­عنوان پسر حاج آقای خاتمی از تمام دوستان عرصه هنر اعم از سینما، تئاتر و… دعوت می‌­کنیم که به قودجان برای دیدن تعزیه­های ما بیایند. ما برای همه عزیزان امکانات اسکان، غذا و… فراهم می‌­کنیم.

    در تعزیه بارها شاهد اتفاقاتی بوده ایم. به عنوان سوال آخر بفرمایید در تعزیه شما با آن جمعیت زیاد آیا تا حالا اتفاق یا حادثه­ای رخ داده که بتوان به آن اشاره کرد؟

    خاتمی: بله حوادثی پیش آمد. سال ۷۷ یکی از تعزیه خوانان به نام آقای قربان­نژاد در حالی که تعزیه حر می‌­خواندند از اسب به زمین افتادند و پای اسب روی سرشان رفت. ­طوری که کلاه خود له شد اما سوار جان سالم به در برد. چند سال بعد اسب جفت پا به روی سینه آقای برکتی از مخالف­خوانهای تعزیه کوبید به‌طوری که ۲ متر پرت شد. آقای برکتی گفت من دردی حس نکردم فقط پرت شدم. از این حوادث در تعزیه زیاد اتفاق می‌‌افتد. شاید باورش سخت باشد اما تا حالا حادثه مهمی برای هیچ کس اتفاق نیفتاده.

    صحبت پایانی شما؟

    خاتمی: همان‌طور که عرض کردم، تعزیه برای ما عزاداری و ادای دین به مکتب عاشوراست. برای اینکه این ادای دین به بهترین نحو انجام شود ما از ظرفیت بالای هنر استفاده کردیم و با پشتوانه علمی و اجتهاد حاج آقا خاتمی، ضمن روایت حقایق تاریخی، دست به تغییرات و نوآوری زدیم. امروز با افتخار اعلام می‌­کنم که سایر گروه‌های تعزیه در کشور از ما ایده و الگو می‌‌گیرند. بنابراین ما در قودجان هم تعزیه اجرا می‌‌کنیم و هم یک کلاس بزرگ آموزشی تدارک دیده‌ایم و از همین جا دوباره علاقمندان را برای دیدن تعزیه به قودجان دعوت می‌‌کنم.

     

    .

     

    شما می توانید تصویری از خودتان را در کنار دیدگاهی که می نویسید، قرار دهید!

    بدون دیدگاه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سیامک ساسانیان