|
زنان نقاشي هاي من بغضي بي قرار دارند گفتگو با "سولماز توحيدلو" هنرمند نقاش / به بهانه برگزاري نمايشگاه آثارش در "گالري سيحون"
سولماز پذيرا
"اثر هنري كه ريشه عاطفي نداشته باشد هنر نيست يك كار هنري با احساس شروع مي شود و با آن به فرجام مي رسد. صفت، مهارت و تكنيك نه آغاز و نه فرجام كارند. بلكه بينابين اين دو لحظه قرار مي گيرند."اين جمله اي بود که در ابتدای گفتگویمان توحيدلو از قول پل سزان برایمان می خواند. او می گوید همواره ديدگاههاي زنانه خودم را در نقاشي هايم منعكس مي كنم. در گالری سیحون همراه با ايشان و زنان هميشه سوگوار نقاشي هايش با او به گفتگو مي نشينم.
*در ابتدا لطفاً ضمن معرفي خودتان در مورد سابقه فعاليت هاي فرهنگي هنري خود توضيح دهيد؟ سولماز توحيدلو هستم متولد سال 1354 و فارغ التحصيل رشته نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران. حرفه و كار اصلي من نقاشي و خلق اثر است و در مدت چند سال فعاليت هنري كه داشته ام همكاريم فقط با گالري سيحون بوده و آثارم را در اين گالري براي عرضه و فروش به نمايش مي گذارم. حدود 30 نمايشگاه انفرادي و گروهي داشته ام كه به نظرم 10 نمايشگاه انفرادي، 17 نمايشگاه گروهي و 2 نمايشگاه هم در خارج از ايران برگزار نموده ام، يكي نمايشگاه open art در كشور فرانسه كه اتفاقاً با استقبال فراواني از سوي مردم روبرو شد و نمايشگاه ديگرم را در هاسبورگ آلمان برگزار كردم كه آن هم در نوع خود قابل توجه بود. در حال حاضر هم پنجمين سال است كه در گالري سيحون نمايشگاه بصورت انفرادي برگزار مي كنم. *از کارها و نوع نگاهتان انگار به غير از نقاشي به رشته و كار هنري ديگري هم مشغول هستيد؟ بله، من به عكاسي علاقه دارم و در حال حاضر در زمينه عكاسي و تصوير سازي براي مجلات كودكان فعاليت دارم. *کارتان آنقدر بالا گرفته که در زمينه آموزش و تدريس هم فعاليت داشته باشید؟ خيلي كم و به ندرت، بيشتر مواقع با كمبود وقت مواجه هستم و كمتر فرصتي براي آموزش و تدريس دارم، معمولاً بيشتر وقتم صرف نقاشي كردن مي شود و اكثراً كارهايم را در منزل و در آتليه شخصي ام انجام مي دهم. *لابلای نقاشی ها راجع به اقتصاد آثار هنري، عوامل موثر اقتصادي و غير در عرضه و فروش آثار هنري و از این دست موارد فکر می کنید؟ حدود يكسال است كه به دليل بحران هاي اقتصادي در جهان كه اثرات آن در كشور ما نيز مشهود است و هنر و جامعه هنري هم از آن بي نصيب نمانده، فروش گالري ها را با ركود كامل مواجه كرده در حاليكه در سالهاي قبل نمايشگاه ها با استقبال خوبي روبرو بودند و همواره كارها فروش خوبي داشتند. به نظرم فروش آثار هنري چه در ايران و چه در حراجي هاي خارج از كشور بايد با يك سازماندهي صحيح انجام گيرد و از حالت انحصار خارج شود و اين نباشد كه محدود به يك عده خاص باشد . پيشنهاد من هم به عنوان يك عضو از جامعه بزرگ هنري كشور اين است كه شوراي كارشناس دائمي از طيف هاي مختلف هنري، اساتيد و اعضاء با سابقه هنري هنرمندان، اصالت آثار و ملاحظات بر بازار فروش و توجه به قيمت پيشنهادي از طرف صاحبان آثار و یا قيمت نهايي يك اثر هنري را تعيين و تصويب كنند. *اما ظاهرا همواره هنر مخاطبان خود را داشته است. استقبال هنردوستان و علاقمندان را چطور ارزيابي مي كنيد؟ بايد بگويم در كشور ما هنر به دلايل واضح به غايت مهجور مانده، معمولاً بازديدكنندگان از نمايشگاه ها همواره از قشري خاص بخصوص اهالي فرهنگ و هنر هستند و به ندرت مردم عادي اتفاق مي افتد كه پيگير نمايشگاه باشند. بي شك مسائل و مشكلات اقتصادي مي تواند يكي از عوامل اصلي اين اتفاق باشد، به نظرم رسانه ها بويژه رسانه هاي تصويري، راديو و تلويزيون و... بايد خيلي بيشتر به مقوله هنرهاي تجسمي بويژه نقاشي بپردازد و برنامه هاي هفتگي از نمايشگاههاي فرهنگي هنري را ارائه دهد. مطمئناً در چنين شرايطي و با اطلاع رساني بهتر و دقيق تر گرايش به سمت بازديد از نمايشگاه ها پيدا خواهند كرد. *نظرتان در مورد شرايط كار و یا ورود و همكاری نهادها و بخش هاي دولتی یا غیر دولتی مرتبط در این حوزه چیست؟ بنده به عنوان يك هنرمند مخالفتي با این مسئله ندارم بلكه شاید موافق هم باشم، اما مشروط بر اينكه متخصصين هنر و اساتيد، بررسي آثار را به عهده گيرند، لازم است بگويم مدتي است نگارخانه ها موظف هستند قبل از برپايي نمايشگاه تصوير آثار هنرمندان را براي تاييد نمايش به مراجع ذيربط ببرند و بعد از گرفتن تاييديه اقدام به برگزاري نمايشگاه نمايند و اين در حاليست كه خط قرمزها مشخص نيست و هنرمند بايد همواره نگران اين باشد كه مبادا اثري خلق كنيم كه مورد قبول ناظرين قرار نگيرد. اين شرايط كار را سخت و دشوار مي كند. *در مورد انتخاب سبك و نوع كارهايتان و آثاري كه تا بحال خلق كرده ايد و برنامه هايتان در آينده بگویید. من به عنوان يك هنرمند نقاش زن همواره ديدگاههاي زنانه را در دنياي هنر نقاشي هايم بطور آشكارا منعكس مي كنم. آثار من گاهي به اومانيسم و گاهي به سمبوليسم نزديك مي شود، در واقع تلفيقي است از سبكها به نوعي يك سنتنر است بين هنر انتزاع و هنر فيگوراتيو. فيگورها در نقاشي هاي من بياني كاملاً شخصي و خاص پيدا كرده است و همواره سعي و تلاشم بر اين بوده كه نه فقط ظاهر بدن بلكه احساس دروني يك كالبد را در خط و رنگ بيان كنم. واقعيت درون براي من آن چيزي است كه جسم تجربه مي كند اما به سادگي قابل روئيت و به تصوير در آمدني نيست. زنان نقاشي هاي من همواره سوگوارند. انگار فاجعه اي را پشت سرگذاشته اند و با نگاه محزون خود آن را براي ما روايت مي كنند. انگار زنان نقاشي هاي من بغضي بي قراری دارند. این جمله پل سزان را تکرار می کنم که اثر هنري كه ريشه عاطفي نداشته باشد، هنر نيست. يك كار هنري با احساس شروع مي شود و با آن به فرجام مي رسد. صفت، مهارت و تكنيك نه آغاز و نه فرجام كارند، بلكه بينابين اين دو لحظه قرار مي گيرند.
این مطلب در هنرمند 68 به چاپ رسیده است.
|